haal application

IOS

pwa

اندروید

google play

چگونه به یک فرد مبتلا به افسردگی کمک کنیم؟

سارا صاحبی
کمک به فرد مبتلا به افسردگی
۰۳ آذر

همه انسان‌ها گاهی احساس غم، اندوه و ناامیدی را تجربه می‌کنند. این یک احساس طبیعی است که در مواجهه با رویدادهای مختلف زندگی روی می‌دهد. اما اگر چنین احساسی برای مدت زمانی بیش از دو هفته تداوم داشته و یا بر جنبه‌های مختلف زندگی فرد تاثیرات منفی داشته باشد، می‌تواند نشانه بروز افسردگی باشد. افسردگی اغلب به آرامی فرد را درگیر می‌کند و گاهی حتی خود بیمار هم متوجه این تغییرات نمی‌شود. در بیشتر مواقع اعضای خانواده یا دوستان متوجه تغییرات رفتاری در او شده و تلاش می‌کنند به فرد برای درمان کمک کنندبه فرد برای درمان کمک کنند. نقش اطرافیان در درمان اختلالات روانی مثل افسردگی بسیار بزرگ و اثربخش است که در این مقاله به آن پرداخته می‌شود. اگر در این زمینه به راهنمایی تخصصی نیاز دارید، از مشاوره آنلاین کمک بگیرید.



افسردگی یک بیماری شخصی نیست

افسردگی یک اختلال جدی اما قابل درمان است که میلیون‌ها نفر را در سراسر جهان از جوان تا پی درگیر کرده است. این اختلال ممکن است یک افسردگی فصلی باشد که مانع زندگی روزمره شده و نه تنها به کسانی که دچار آن هستند آسیب می‌زند، بلکه اطرافیان آن‌ها را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد. اگر کسی که دوستش دارید افسرده شده، ممکن است احساسات مختلفی مانند خشم، اندوه، گناه و درماندگی را تجربه کنید. پنهان کردن افسردگی باعث رفع آن نمی‌شود؛ بلکه فقط بیمار را از رفتن به دنبال درمان مناسب باز می‌دارد. مقابله با افسردگی اطرافیان کار آسانی نیست و اگر به سلامت خود توجه نکنید، می‌تواند شما را خسته و بیمار کند. اما آگاهانه جنگیدن با آن، راه موثری است که به بهبود حـال بیمار و پیشگیری از آسیب به خودتان کمک می‌کند.

افسردگی یک بیماری جدی است که می‌تواند انرژی، خوش‌بینی و انگیزه فرد را تخلیه کند. این بیماران احتمالا تمایل کمتری به بودن در کنار دیگران دارند و ممکن است گوشه‌گیر، عصبی، خجالتی و عبوس شوند. این اختلال می‌تواند روابط درونی زوج‌ها را هم تحت تاثیر قرار دهد و آن‌ها را به شدت از هم دور کند. کم شدن میل جنسی یکی از علائم کلاسیک افسردگی بوده و از عوارض جانبی درمان آن هم هست. اگر شریک جنسی فرد در این شرایط او را درک نکرده و با بیمار همراهی نکند، این مسئله می‌تواند پایه‌های رابطه عاطفی آن‌ها را ویران کند. نقش یک همراه خوب در این شرایط بسیار مهم است و می‌تواند تاثیرات جدی بر روند درمان و بهبود حـال بیمار داشته باشد.

حتما بخوانید: درمان افسردگی شدید در زنان

شناخت علائم افسردگی

باید بدانید که همه بیماران مبتلا به افسردگی، علائم مشابه و یکسانی ندارند. نشانه‌های افسردگی در افراد مختلف می‌تواند بسیار متفاوت باشد. اما نشانه‌های عمومی‌تر این اختلال که در بیشتر افراد دیده می‌شود عبارتند از:

  • احساس غم، گریه و ناامیدی بیش از حد و غیر معمول
  • بدبین شدن نسبت به آینده
  • کند شدن در گفتار و برخی رفتارها
  • صحبت زیاد درباره پوچی، بی‌ارزش بودن و احساس گناه
  • بی‌علاقگی نسبت به گذراندن وقت با دوستان یا بودن در اجتماع
  • تحریک‌پذیری و ناراحت شدن سریع
  • داشتن انرژی کم و بی‌حال به نظر رسیدن
  • بی‌توجهی به بهداشت و ظاهر خود مثل مسواک نزدن یا نرفتن به حمام
  • بروز اختلالات خواب مثل خوابیدن خیلی زیاد یا خیلی کم
  • بی‌علاقه شدن نسبت به کارهایی که در گذشته به آن‌ها علاقه‌مند بودند
  • تمایل به خوردن غذای خیلی کم یا خیلی زیاد

تحقیقات نشان می‌دهد که نشانه‌های افسردگی در سالمندان با یخچال و کابینت‌های خالی که نشان دهنده رژیم غذایی نامناسب است، بهداشت ضعیف و بی‌توجهی به آراستگی ظاهری آشکار می‌شود. در بیشتر موارد این افراد از ملاقات با مهمان و پذیرایی از آن‌ها خوشحال نشده و ترجیح می‌دهند بیشتر وقت خود را در تنهایی و انزوا بگذرانند.

شناخت علائم افسردگی

احساس پوچی، ناامیدی و عدم تمرکز از نشانه‌های شایع افسردگی هستند

راه‌های کمک به بیمار مبتلا به افسردگی

افسردگی می‌تواند هر کسی را تحت تاثیر قرار دهد. با این حال، هنوز بسیاری از مردم آن را درک نکرده و به این بیماران انگ‌های مختلفی می‌زنند. اگر کسی را می‌شناسید که به افسردگی دچار است، دانستن این که چطور به او کمک کنید بسیار مفید خواهد بود. شما می‌توانید به روش‌های مختلفی به دوست یا یکی از اعضای خانواده که به افسردگی دچار است کمک کنید. مهم‌ترین این روش‌ها عبارتند از:

مطالعه درباره افسردگی و شناخت اشکال و علائم مختلف آن

خود را به جای دوستتان قرار دهید و تصور کنید که کسی دائما درباره یک وضعیت روانی یا جسمی از شما سوال بپرسد. کار خسته‌کننده‌ای به نظر می‌رسد؛ این طور نیست؟ پس بهتر است درباره مفهوم کلی افسردگی اطلاعات کافی به دست آورید و از دوست خود تنها درباره احساسات و علائم خاص او سوال بپرسید. باید بدانید که افراد، افسردگی را به شکل‌های متفاوت و با علائم مختلف تجربه می‌کنند. شما می‌توانید برای آشنایی با نکات کلی و عمومی درباره آن از مقالات مرتبط با علل افسردگی، انواع افسردگی، روش‌های درمان آن و… استفاده کنید.

اگر می‌خواهید به یک فرد مبتلا به افسردگی کمک کنید، اولین کاری که باید انجام دهید، افزایش اطلاعات خود درباره این بیماری است. افسردگی اغلب با غم و اندوه و بدخلقی همراه است، اما می‌تواند نشانه‌های دیگری هم داشته باشد که کمتر شناخته شده‌اند. این بیماران گاهی دچار عصبانیت شدید شده و یا گیج و حواس‌پرت می‌شوند. مشکل در تمرکز و تحریک‌پذیری هم از دیگر نشانه‌های آن هستند. بعضی از بیماران افسرده دچار مشکلات جسمی می‌شوند؛ مثل سردرد‌های مداوم، مشکلات گوارشی، درد معده یا کمر. خستگی و اختلالات خواب هم مشکلاتی هستند که با این بیماری به سراغ فرد می‌آیند.

این نشانه‌ها حتی اگر در علائم کلاسیک افسردگی جایی نداشته باشند، می‌توانند بیمار را درگیر کنند. پس لازم است که شما آن‌ها را بشناسید و اقدامات لازم را در مواجهه با آن‌ها انجام دهید. حتی اگر قادر به انجام کار خاصی در این شرایط نیستید، لازم است بیمار را درک کرده و به او اطمینان دهید که در صورت نیاز به کمک، می‌تواند روی شما حساب کند. منابع بسیار خوبی برای مطالعه درباره افسردگی وجود دارد که می‌تواند دانش و آگاهی مناسبی در این خصوص به شما بدهد. دریافت کمک از یک مشاور هم در ارتقاء دانش شما موثر خواهد بود.

داشتن صبر و حوصله کافی

ماندن در کنار دوستی که به افسردگی دچار است، می‌تواند بسیار خسته کننده باشد. ممکن است در مواقعی ترجیح دهید کنار رفته و به زندگی خود برسید. اما این را بدانید که دوست شما همیشه به کمک شما نیاز دارد؛ حتی اگر آن را بیان نکند! افسردگی در بیشتر موارد قابل درمان است؛ اما می‌تواند یک فرآیند طولانی و زمان‌بر با آزمون و خطا باشد. گاهی لازم است که بیماران برای پیدا کردن روش موثر درمانی، چندین روش مختلف را امتحان کرده و گاهی با شکست مواجه شوند. حتی درمان موفقیت‌آمیز هم به این معنا نیست که افسردگی به طور کامل از بین می‌رود!

این افراد ممکن است گاهی علائمی از خود نشان دهند. در طول دوره درمان، این افراد احتمالا روزهای خوب و بد را در کنار هم تجربه می‌کنند. پس با دیدن یک روز خوب نباید آن‌ها را درمان شده فرض کرده و توقع رفتار عادی در روزهای بعدی داشته باشید. بلکه لازم است با رسیدن روزهای بد، امید خود را حفظ کرده و برای بهتر شدن اوضاع تلاش کنید. این بیماری جدول زمان‌بندی مشخصی ندارد و هر بیماری ممکن است نتیجه خاصی از یک روش درمانی دریافت کند. پس با گذشت چند هفته از شروع درمان، انتظار معجزه نداشته باشید و روش‌های درمانی را دنبال کنید.

شروع کردن یک گفت‌و‌گوی خوب

ساده‌ترین راه برای آغاز گفت‌و‌گو با یک فرد افسرده، این است که فقط از او بپرسید خوب است یا نه. اما لازم است قبلا او را از حسن نیت خود آگاه کنید تا او بدانید که شما چقدر به سلامتی و حـال خوبش اهمیت می‌دهید. گاهی هم می‌توانید این مکالمه را با پرسیدن یک سوال یا مطرح کردن نگرانی‌های خود شروع کنید. مثلا می‌توانید بگویید: “به نظر می‌رسد که روزهای سختی را پشت سر می‌گذاری. به چه فکر می‌کنی؟” یا “چند دفعه آخری که با هم بودیم حس می‌کردم بی‌قرار هستی. چیزی شده که بخواهیم درباره آن با هم حرف بزنیم؟” می‌توانید از او بخواهید که درباره احساساتش با شما صحبت کند. فراموش نکنید که دوست شما ممکن است تمایل به حرف زدن داشته باشد، اما قادر به بیان احساسات خود نباشد. لازم است که شما با استفاده از تکنیک‌های گوش دادن فعال، با او در ارتباط باشید. نکات مرتبط با این تکنیک‌ها شامل موارد زیر هستند:

  • مکان آرامی را برای صحبت انتخاب کنید و از مزاحمت‌های اطرافیان دور باشید.
  • تظاهر به فهمیدن موضوع نکنید و برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر از او سوالات لازم را بپرسید.
  • احساسات او را تایید کنید. مثلا با بیان عباراتی مثل “از شنیدن این مسئله متاسفم” یا “این موضوع خیلی سخت به نظر می‌رسد” سعی کنید نشان دهید که او را درک می‌کنید.
  • برای بیان علاقه و همدلی خود از زبان بدن استفاده کنید.
  • اگر در نخستین دفعات گفت‌و‌گو، دوست شما به برقراری ارتباط تمایلی نشان نداد، ناامید نشوید و این کار را در روزهای بعد تکرار کنید. تداوم این کار می‌تواند به او نشان دهد که شما پیگیر وضعیتش بوده و می‌خواهید کمک کنید.
  • فشار بیش از حد به بیمار وارد نکنید و از سوالات باز استفاده کنید. بهتر است این گفت‌و‌گوها حضوری باشند تا امکان مشاهده تغییرات صورت و بدن فرد را داشته باشید. اگر در دو منطقه مختلف زندگی می‌کنید، استفاده از تماس تصویری بهتر از گفت‌و‌گوی شنیداری است.
  • از بیمار برای صحبت کردن با شما و اعتمادش تشکر کرده و اطمینان دهید که برای بهبود حـال او همه تلاش خود را خواهید کرد.
راه‌های کمک به بیماران مبتلا به افسردگی

تلاش برای گفت‌و‌گو و پرسیدن سوالات کلیدی می‌تواند به بیمار مبتلا به افسردگی در بیان احساسات خود کمک کند

کمک و تشویق برای درمان

برخی از بیماران مبتلا به افسردگی ممکن است به بیماری و شرایط خود آگاه نباشند یا در مورد روش‌های درمانی مرتبط با آن اطلاعات کافی نداشته باشند. علاوه بر این، گاهی این افراد از وضعیت خود آگاه هستند؛ اما ملاقات با یک روان‌درمان‌گر و کمک گرفتن از یک مشاور می‌تواند برای آن‌ها دشوار یا دلهره‌آور باشد. اگر حس می‌کنید که دوست افسرده شما تمایل به دریافت مشاوره دارد، می‌توانید یک مشاور خوب را به او معرفی کنید. ضمنا در مورد چگونگی گفت‌و‌گو با درمان‌گر و یا سوالاتی که لازم است در جلسه اول بپرسد با او صحبت کنید. تشویق و حمایت از بیماران مبتلا به افسردگی برای شرکت در اولین جلسه مشاوره می‌تواند قدم بزرگی در راه بهبود و سلامت آن‌ها باشد. این کار به ویژه در بیمارانی که در مقابل دریافت کمک تخصصی مقاومت می‌کنند، بسیار موثر است.

شنونده خوب بودن

افراد افسرده معمولا احساس انزوا می‌کنند. آن‌ها ممکن است حس کنند کسی را ندارند تا در مورد مشکلاتشان با او صحبت کنند. یک فرد مبتلا به سرماخوردگی می‌تواند به راحتی درباره مشکلات این بیماری با دیگران حرف بزند؛ اما این کار در مورد افسردگی کار دشواری به نظر می‌رسد. شما به عنوان یک دوست یا عضوی از خانواده، باید بتوانید به حرف‌های چنین فردی بدون هیچ قضاوتی گوش بدهید و با او احساس همدلی کنید. خوب است که او را تشویق به گفت‌و‌گو کنید و مطمئن باشید که این کار در ابتدای مسیر، موثرترین راهکار است.

در تماس بودن

این که دوست افسرده شما بداند که شما به درمان او اهمیت می‌دهید، می‌تواند در این کار بسیار اثربخش باشد. پس حتی اگر نمی‌توانید وقت زیادی را برای با او بودن اختصاص دهید، با یک تماس کوتاه یا پیام یا ملاقات سریع، از حـال او جویا شوید. این تماس‌های کوتاه باعث می‌شود که دوستتان مطمئن شود شما به شرایط و بهبود او اهمیت می‌دهید. افراد مبتلا به افسردگی ممکن است گوشه‌گیرتر و حساس‌تر از دیگران باشند و گاهی از تماس گرفتن یا حتی پاسخ به تماس‌های شما خودداری کنند. اما تلاش شما برای برقراری رابطه و ادامه حضور مثبت و حمایت‌کننده می‌تواند تاثیرات مثبت زیادی در زندگی آن‌ها داشته باشد. آن‌ها به این تلاش شما اهمیت می‌دهند و حتی اگر فعلا قادر به بیان آن نباشند، دریافت توجه برای آن‌ها بسیار ارزشمند است.

ادامه حمایت در طول دوره درمان

بیماران مبتلا به افسردگی گاهی بسیار بی‌انرژی شده و تمایل به انزوا در آن‌ها افزایش می‌یابد. در چنین شرایطی، ممکن است که آن‌ها علاقه‌ای به خروج از خانه، شرکت در فعالیت‌های اجتماعی و حتی مراجعه به پزشک خود برای مشاوره را نداشته باشند. اگر از آن‌ها جمله‌ای مانند این که “فکر کنم به جلسه مشاوره فردا نخواهم رفت” شنیدید، سعی کنید آن‌ها را تشویق به رفتن کنید. نقش شما به عنوان یک همراه خوب که باعث پایبندی بیمار به جلسات درمانی‌اش شود، بسیار مهم است. در این شرایط شما می‌توانید به او یادآوری کنید که چطور شرکت در جلسات مشاوره به بهبود حـال او کمک کرده است. این یادآوری‌های مشوقانه و گاهی همراهی در جلسات مشاوره بسیار مفید و کارآمد خواهند بود.

در مورد دارو هم همین‌ طور است. اگر بیمار می‌خواهد به دلیلی مثل بی‌اثر بودن یا عوارض جانبی دارو، استفاده از آن را قطع کند، حضور شما می‌تواند به او کمک کند. در چنین شرایطی بهتر است که از او بخواهید در مورد قطع دارو با پزشک خود مشورت کرده و از او راهنمایی بگیرد. قطع خودسرانه و ناگهانی دارو در این بیماران می‌تواند اثرات بسیار جدی و خطرناکی داشته باشد. تماس با پزشک و مشورت با او درباره قطع مصرف یا تغییر آن، از عوارض ناشی از قطع ناگهانی یا تغییر خودسرانه دارو جلوگیری خواهد کرد.

مراقبت از خود

کمک و همراهی با یک دوست افسرده کار بسیار ارزشمندی است؛ اما نباید در این مسیر خود را از یاد ببرید. بلکه حتما زمانی را برای خلوت و استراحت به خودتان اختصاص دهید. همه انرژی و توان شما نباید صرف کمک به دیگران شود؛ چون اگر احساس خستگی و فرسودگی کنید، نه تنها توانی برای کمک به دوستتان ندارید، بلکه خودتان هم دچار ضعف و بیماری خواهید شد. تاثیرات ژنتیکی و محیطی مشترک می‌تواند احتمال افسردگی را در افرادی که با هم زندگی می‌کنند یا اعضای یک خانواده افزایش دهد.

برای این که یک حامی خوب باشید لازم است که در ابتدا حد و مرزهایی برای خود تعیین کنید. مثلا به دوستتان اطلاع بدهید که بعد از بازگشت از محل کار وقت کافی برای صحبت با او دارید نه قبل آن. گاهی به جای ملاقات، گفت‌و‌گو و کمک هر روزه، بهتر است تماستان را محدودتر کنید و آن را به یک یا دو روز در هفته یا یک روز در میان موکول کنید. استفاده از برنامه‌های گروهی به عنوان گروه پشتیبان هم بسیار مفید است. زمانی که امکان تماس با دوستتان را ندارید، بهتر است به او اطلاع دهید. به یاد داشته باشید که قطع ناگهانی تماس با افراد مبتلا به افسردگی ممکن است عوارض عاطفی داشته باشد. لازم است که در این دوره، زمان کافی برای صرف وقت برای خود داشته و بیشتر به احساسات خود و تغییرات آن توجه کنید.

کمک به بیماران افسرده

مشارکت در انجام کارهایی که برای بیماران افسرده دشوار است یک راه خوب برای کمک به آن‌ها خواهد بود

کمک به انجام کارهای روزمره

گاهی انجام کارهای روزانه برای افراد مبتلا به افسردگی، بسیار دشوار است. نظافت فردی روزانه، خرید مواد غذایی و… روی هم انباشته شده و تصمیم‌گیری برای این که از کجا شروع کنید کار سختی به نظر می‌رسد. ممکن است افراد برای درخواست کمک مستقیم از اطرافیان خود، ناتوان باشند و نتوانند واضح بگویند که چه می‌خواهند. خوب است که شما در این شرایط آن‌ها را از حضور خود مطمئن کرده و بپرسید که امروز در مورد چه کاری به کمک نیاز دارند؟

اگر حس کردید که خانه نامرتب است یا لباس‌های شسته نشده در سبد لباس‌ها جمع شده‌اند، خودتان پیشنهاد بدهید که “آیا می‌خواهی امروز در خانه به تو کمک کنم؟” یا “لیست خریدت را به من بده تا خریدهایت را انجام دهم”. گاهی می‌توانید به جای انجام همه کارها به تنهایی، دوست افسرده خود را هم در کارها مشارکت دهید. کافی است که یک موزیک پخش کنید و به نظافت خانه یا آشپزی مشغول شوید. این کارها به شکل مستقیم و غیر مستقیم در بهبود وضعیت بیماران دچار افسردگی موثر است و اضطراب انجام کارها را در آن‌ها کاهش می‌دهد.

آماده بودن برای شرایط اضطراری

داشتن افکار خودکسی و آسیب زدن به خود یکی از نشانه‌های جدی افسردگی است که در موارد شدید بیماری، بیشتر آشکار می‌شود. باید بدانید که داشتن چنین افکاری از هیچ یک از بیماران بعید نیست؛ حتی اگر درباره آن حرف نزنند. پس برای چنین شرایطی آماده باشید و اگر مورد مشکوکی از او مشاهده کردید، حتما با یک مشاور مجرب یا اورژانس تماس بگیرید. اگر دوستتان اصرار به تنها ماندن داشته به درمان خود را قطع کرده است، این می‌تواند یک زنگ خطر جدی باشد. ادامه حمایت شما در این شرایط ممکن است باعث شود که او از شما متنفر شده و یا شما را پس بزند؛ اما وقتی پس از گذشت مدتی احساس بهتری پیدا کرد، از مداخله سریع شما تشکر می‌کند.

برای کمک به یک فرد افسرده از چه کارهایی خودداری کنیم؟

مقابله با افسردگی سخت است؛ هم برای فردی که از بیماری رنج می‌برد و هم برای خانواده و دوستان! شما به عنوان یک دوست یا اعضای خانواده، مهم‌ترین کاری که می‌توانید در این شرایط بکنید این که در کنار فرد باشید. البته حمایت و همراهی بیمار با بایدها و نبایدهایی همراه است. در بخش قبلی مقاله در مورد بایدها کمک به یک بیمار افسرده صحبت کردیم؛ اما نبایدهایی هم در این بین وجود دارد! اگر شما می‌خواهید که به یک دوست دچار افسردگی کمک کنید، لازم است که برخی کارها را انجام ندهید؛ از جمله:

خود را مقصر ندانید

افسردگی دوست شما تقصیر شما نیست؛ همان‌طور که تقصیر او هم نیست! اگر مشاهده کردید که دوست شما با عصبانیت و ناامیدی به شما حمله می‌کند، برنامه‌هایش را لغو می‌کند و یا از شما کمک نمی‌خواهد، خود را ناتوان نبینید. به این نکته توجه کنید که ممکن است او به صورت مقطعی نیاز به تنهایی داشته باشد. در این شرایط می‌توانید برای کنترل اوضاع از دوست دیگری برای حمایت از او کمک خواسته و خودتان کمی استراحت کنید. اما نکته مهم این است که در این شرایط، از سرزنش خودتان یا دوست بیمارتان خودداری کنید! انتقال احساسات منفی می‌تواند وضعیت را برای بیمار دشوار کند. بهترین کار این است که برای مواجهه با این شرایط، از یک درمان‌گر یا یک فرد حمایت کننده در میان دوستان خود کمک بگیرید.

در مورد مصرف دارو اظهار نظر نکنید

مصرف دارو یک روش درمانی برای کنترل افسردگی است؛ اما ممکن است برای همه به یک اندازه موثر نباشد. بعضی از بیماران ترجیح می‌دهند که برای دوری از عوارض جانبی، دارو مصرف نکرده و یا از درمان‌های طبیعی استفاده کنند. پس حتی اگر فکر می‌کنید که دارو می‌تواند به درمان او کمک کند، اظهار نظر نکرده و تصمیم‌گیری در مورد این کار را به خود شخص واگذار کنید. انتخاب دارو یک تصمیم شخصی است که به تمایل بیمار و نظر پزشک او بستگی دارد.

از سوی دیگر، بی اعتقادی شما به دارو نباید مانع مصرف دارو توسط اطرافیانتان شود. پس به هیچ عنوان در شرایطی که دوستتان در حـال مصرف دارو برای درمان افسردگی است، از عوارض و مشکلات دارو درمانی صحبت نکنید. برای برخی از بیماران، دارو یک راهکار کلیدی است که باعث می‌شود او دوره درمان خود را کامل کرده و یا گام‌هایی برای بهبود بردارد.

خودداری از دخالت در درمان افسردگی

تصمیم‌گیری در مورد مصرف دارو برای درمان افسردگی فقط به تشخیص پزشک و تمایل بیمار بستگی دارد

ساده انگاری نکنید

افسردگی یک بیماری روانی جدی است که نیاز به درمان تخصصی دارد. کسی که هرگز این بیماری را تجربه نکرده، ممکن است برای درک وضعیت بیمار دچار مشکل شود. بیشتر بیماران مبتلا به افسردگی از این گله دارند که هیچکس آن‌ها و احساساتشان را درک نمی‌کند. این بیماری چیزی نیست که با چند جمله انگیزشی بهبود یابد! اگر چه یادآوری چیزهای مثبت می‌تواند به تقویت روحیه و بهتر شدن حـال بیمار کمک کند، اما حرف‌ها به تنهایی کافی نیستند. شما با حمایت مثبت خود به دوست بیمار خود ثابت می‌کنید که به او اهمیت می‌دهید و این یک انگیزه خوب برای رفتن به سوی بهتر شدن است.

او را از جمع دوستان کنار نگذارید

یک فرد افسرده اغلب از حلقه اجتماعی خود کناره‌گیری می‌کند و ممکن است تمایلی برای معاشرت نداشته باشد. در این شرایط آن‌ها را فراموش نکنید و به دعوت آن‌ها به جمع‌های خود ادامه دهید. این مسئله مهمی است که برای شرکت در جلسات به آن‌ها سخت نگیرید! دعوت شدن در مراسم‌ها و اجتماعات به آن‌ها این اطمینان را می‌دهد که فراموش نشده‌اند و یادآوری می‌کند که دوستانشان همیشه منتظر حضور آن‌ها هستند.

مشاوره ندهید

تغییرات سبک زندگی از جمله عواملی هستند که به درمان بیماران افسرده کمک می‌کنند. اما ایجاد این تغییرات در طول دوره درمان می‌تواند کار دشواری باشد. شاید شما بخواهید با ارائه توصیه‌هایی مثل داشتن رژیم غذایی متعادل یا ورزش کردن به دوست خود کمک کنید؛ اما آیا او مایل به شنیدن این حرف‌ها است!؟ ممکن است او زمانی به این نتیجه برسد که انجام چنین کارهایی به بهتر شدن اوضاع کمک می‌کند، اما توصیه و اجبار به انجام آن‌ها فقط شرایط را بدتر خواهد کرد. پس تا آن زمان، بهترین کار این است که به گوش دادن همدلانه بپردازید و تا زمانی که از شما خواسته نشده، از ارائه توصیه خودداری کنید. شما می‌توانید با دعوت از دوست خود به یک پیاده‌روی کوتاه یا پخت یک غذای مقوی، او را به ایجاد تغییرات مثبت تشویق کنید.

تجربیات دیگران را با او مقایسه نکنید

توجه کنید که افسردگی فراتر از غم و اندوه عادی است که با گذشت زمان کاهش می‌یابد. بلکه این وضعیت می‌تواند بسیار طولانی شده و بر جنبه‌های مختلف زندگی بیمار تاثیرات جدی داشته باشد. به همین دلیل درک احساسات یک فرد افسرده برای کسانی که تجربه این شرایط را نداشته‌اند بسیار دشوار است. مقایسه آن‌چه که بیمار بیان می‌کند، با تجربیات خود یا دیگران، هیچ کمکی به او نکرده و در بیشتر موارد، باعث احساس گناه، شرمساری و… در بیمار می‌شود.

پس بهتر است به جای بیان جملاتی مثل “اما شرایط می‌توانست خیلی بدتر باشد” از جمله‌هایی مثل “من تو را درک می‌کنم”، “می‌دانم منظورت چیست” و… استفاده کنید. دردی که دوست شما در حـال حاضر تحمل می‌کند واقعی است و اعتبار بخشیدن به آن درد، چیزی است که بیش از هر راهکارهای دیگر به او کمک می‌کند. خوب است به او بگویید که گرچه نمی‌توانم حـال تو را کاملا درک کنم، اما می‌توانم اطمینان دهم که تنها نیستی و من همیشه از تو حمایت خواهم کرد.

قضاوت و سرزنش نکنید

اگر کسی از اطرافیان شما دچار افسردگی شده و مثل قبل به خودش و خانه یا کارش نمی‌رسد، شاید فکر کنید که تنبل است. اما باید به این موضوع توجه کنید که یک فرد افسرده، بیمار است نه تنبل! بسیاری از کارهای روزمره ممکن است برای او بسیار دشوار شود؛ تا حدی که شما اصلا نمی‌توانید تصور کنید. پس دست از قضاوت و سرزنش او بردارید. تکرار جملات منفی نه تنها کمکی به بهبود حـال او نخواهد کرد، بلکه با تشدید احساس شرمندگی، غم و ناامیدی همراه است.

نبایدهای رفتار با یک فرد افسرده

قضاوت و سرزنش یک فرد افسرده بدترین کاری است که می‌تواند انجام دهید

حرف آخر

افسردگی یک اختلال روانی جدی است که نیاز به درمان تخصصی دارد. در واقع می‌توان گفت که افسردگی یک بیماری قابل درمان است؛ اما چیزی نیست که افراد به تنهایی با آن مبارزه کنند! اگر در اطراف خود فردی را با علائم افسردگی مشاهده کردید، نباید نسبت به نشانه‌های آن بی‌تفاوت باشید. در بسیاری از موارد، این بیماران متوجه تغییرات رفتاری خود نیستند. به همین دلیل نقش حضور و حمایت اطرافیان در تشخیص و درمان بیماری افسردگی بسیار مهم و حیاتی به نظر می‌رسد. شما می‌توانید با افزایش دانش و آگاهی خود درباره این بیماری، تاثیر مثبتی در روند درمان دوست و اطرافیان خود داشته و از تشدید وضعیت بیماری یا بروز عوارض جبران‌ناپذیر جلوگیری کنید. برای مشورت با کارشناسان متخصص در این زمینه می‌توانید از مشاوران حال راهنمایی بگیرید. آیا شما تجربه‌ای در مورد کمک به درمان بیمار مبتلا به افسردگی داشته‌اید؟

 

سوالات متداول

چه چیزهایی باعث افسردگی می‌شوند؟

به نظر می‌رسد که این اختلال صرفا در اثر برخی تغییرات شیمیایی در مغز روی نمی‌دهد. بلکه آسیب‌پذیری ژنتیکی، رویدادهای استرس‌زای زندگی، مصرف برخی از داروها و بعضی از بیماری‌ها هم در ایجاد آن نقش دارند.

سه راه برای کمک به درمان افسردگی کدامند؟

افسردگی اختلالی جدی اما قابل درمان است. سه روش رایج که در حـال حاضر، بیشترین کاربرد را برای درمان آن دارند عبارتند از درمان شناختی رفتاری، مشاوره و گفت‌و‌گوی بین فردی و دارو درمانی.

چه فعالیتی برای درمان افسردگی مفید است؟

ورزش کردن با ایجاد تغییرات فیزیکی و شیمیایی در بدن، به کاهش علائم افسردگی کمک می‌کند. البته داشتن فعالیت‌های سرگرم کننده مثل پازل، دیدن فیلم، گوش دادن به موزیک دلخواه و کنترل استرس هم می‌تواند به آن کمک کند.

چطور می‌توان از افسردگی دوری کرد؟

گرچه راه‌ حل قطعی برای آن وجود ندارد اما به نظر می‌رسد خودداری از نشخوار فکری، سرزنش نکردن خود، داشتن برنامه‌ریزی، تقویت عزت نفس، مدیتیشن و کشف و درک محرک‌ها از راه‌های دوری از افسردگی باشند.

برای درمان افسردگی از چه کسی کمک بگیریم؟

تشخیص و درمان افسردگی نیاز به دانش تخصصی داشته و فرآیند حساس و دقیقی است. شما می‌توانید برای این منظور از متخصصان روانشناس یا روانپزشک حال کمک گرفته و از راهنمایی آن‌ها استفاده کنید.

منابع

health.clevelandclinic.org

depression.org.nz

www.healthline.com

www.helpguide.org

www.verywellmind.com

 

 

مقالات مرتبط